ایدئولوژی جنگلیها (بخش دوم)

تصادفا اولین سر منزل عشق همین جا بود که با همه ی تسلط قوای بیگانه و مداخلات ناروای آنان در تمام امور و شئون کشور ما , چند مرد ساده و ناوارد به سیاست عمومی جهانی بتوانند در سایه همت و بلند نظری و عشق به میهن و آزادی , برابر قدرتهای بزرگ و امپراطوری عظیم , قد مردانگی علم کنند و در مقام معارضه و مبارزه برآیند .
خوشبختانه زمینه اجرا یک چنین نیت و بارور شدن یک چنین نهال امید بخشی ازپیش آماده شده بود چه مردم محنت دیده و اهل درد که مزه تسلط بیگانه و بی عدالتی ناشی از مداخلات آنان را چشیده , فراوان بودند که از همان روز نخست به مجرد شنیدن نغمه آزادی , پروانه وار سر از پا نشناخته به جانب نهضت شتافتند به قسمی که در برهه ای از زمان کانون فروزانی در جنگل پدید آمد که
پروانه های عاشق پیشه را گرداگرد این مشعل به پرواز در آورد .

این قدرت مجتمع ملی همان بود که میرزا می خواست و همان بود که سران ملیون در انتظارش بودند . اهمیت و اعتباری که قدرت مزبور به وجود آورد باعث شد که بیگانگان درباره اش حساب کنند و از ادامه تندروی ها و آزردن خاطرها چشم بپوشند .
به حکم آنکه پیدایش هر عقیده و دکترین سیاسی به وضع اجتماعی زمان خود متعلق است . هدف جنگلی ها در سنوات اولیه عبارت از مشتی الفاظ و عبارات شیوا , حاوی افکار و اندیشه های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نبود ; بلکه به تبعیت از شرایط عمومی روز , به این چند کلمه خلاصه می شد :

اخراج نیروهای بیگانه - برقراری امنیت و رفع بی عدالتی - مبارزه با خودکامگی و استبداد

هیچ نظری موجود نیست: