
ایدئولوژی جنگلیها (بخش سوم )
آنچه خود جنگلیها درباره ایدئولوژی خود بیان کرده اند چنین است : ما قبل از هر چیز طرفدار استقلال مملکت ایرانیم استقلالی به تمام معنی کلمه یعنی بدون اندک مداخله هیچ دولت اجنبی ; اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلات دولتی که هر چه بر سر ایران آمده از فساد تشکیلات است .ما طرفدار یگانگی عموم مسلمانانیم , این است نظریات ما که تمام ایرانیان را دعوت به هم صدایی کرده خواستار مساعدتیم . (روزنامه جنگل شماره 28 - سال اول)
معهذا در کنگره منعقده در کسما به سال 1299 شمسی روش اجتماعیون را انتخاب و مشی آینده جنگل روی مقررات مدونی به مبنای اصول ((سوسیالیزم)) بنیاد نهاده شد .
در کادر رهبری جنگل افراد ورزیده مبرزی که وارد به سیاست جهانی باشد کمتر دیده می شد حتی خود میرزا به طوری که قبلا
گفته ایم یک مرد دینی بود ; جنگلیها به استثنا یک عده معدود که از فلسفه انقلاب و طرز توسعه و تکامل و به ثمر رسیدنش اطلاع داشته اند بقیه عبارت بودند از مشتی کاسب و زارع و خرده مالک و روشنفکر و پیشه ور که به کلی از امور سیاسی و نقشه های جنگی و استراتژیکی بی بهره بوده اند و در عوض تعلیمات نظامی و سیاست مدرن , روح و قلبشان از محبت به هم نوع و میهن پرستی جلا و درخشندگی داشت .
می توان گفت صفت ممیزه جنگلیها , همت , شجاعت و جانبازی بود . اینان در نخستین سالهای قیام با چوب و چماق و داس و دهره و تبر و تعدادی سلاح کهنه به جنگ دشمن می رفتند و معتقد بودند که همین وسایل ناچیز با مقداری عشق و ایمان به وطن و معتقدات مذهبی برای غلبه به خصم کافی است ; معهذا وقتی توانستند عملیات انقلابی را شروع کنند که در راه خمام به سربازان روسی حمله ور شده مقداری تفنگ و مهمات جنگی بدست آورند .
مجاهدین اولیه جنگل به نیازمندی های زندگی توجهی نداشتند و به چیزی جز دریافت اسلحه فکر نمی کردند . تنها اندیشه شان این بود که چگونه می توانند به آزادی خدمت کنند و در تامین آسایش هم وطنانشان بکوشند .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر