از تولد تا قیام (بخش هفتم)

میرزا کوچک خان فرزندی نداشت ; لیکن فرزندانش را باید همان نیات و اندیشه های او دانست که افراد مخلص با ایمانی را توانست در اطراف مکتب خود گرد آورد و تربیت کند و تعلیمات عملی استقامت و پایمردی به آنها بیاموزد .

کنسول انگلیس مقیم رشت , به ملاقاتش آمده و از هر دری سخن می گفتند ; نظر کنسول گویا توضیح فتوحات انگلیسیها در بین النهرین و تحت تاثیر قرار دادن جنگلی ها بود و میرزا نیز متقابلا اشاره به سلاح قابل ملاحظه ای نمود که از طرف فرماندهی ارتش عثمانی به وی رسیده و نتوانست مسرت های حاصل از این هدیه نفیس را مخفی بدارد و همین امر بعدا موجب انتقاد یارانش قرار گرفت و اعتراض شد به اینکه اسلحه دفاعی جنگل جزء اسرار است و فاش ساختن اسرار نزد دشمن و عناصر بد خواه نوعی کم ظرفی و ناپختگی است میرزا در جواب گفت :


به گیتی به از راستی پیشه نیست
ز کجی بدتر هیچ اندیشه نیست

چنانچه سیاست و مقتضیات ایجاب کند که در محاوراتش با اشخاص به دروغ و تقلب و تزویر توسل جوید , او هیچ سیاستی را مفید تر و موثر تر از راستی و درستی نمی شناسد و به همین جهت است که زبانش به غیر حق و حقیقت گویا نیست و چقدر خوشحال خواهد بود که دوستانش نیز همیشه این نکته اخلاقی را مراعات کنند :

من بسر منزل عنقا نه به خود بردم راه
قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم

هیچ نظری موجود نیست: