
از تولد تا قیام (بخش چهارم)
...وبدین ترتیب روزها و سالها در پی هم آمد و رفت وزمان بر چهره این و آن اثر گذاشت ; موها سپید شد , ناپختگان پخته شدند و پختگان آبدیده شدند . اینک , حدود 10 سال از شهادت ((سید جمال)) گذشته, مظفرالدین شاه پسر عیاش و بی لیاقت ناصر الدین شاه قاجار بر مسند حکمرانی ایران تکیه زده است . از سوی دیگر , جرقه افکار ((سید جمال)) اذهان مردم ایران را منور کرده و با خود چنین می اندیشند که اگر قرار است حکومت شاهی باقی بماند , چرا قانونی در کار نباشد ؟ چرا شاه نباید حدود گلیم خویش را بشناسد و چرا مردم نباید از حقوق به حق خویش دفاع نمایند؟
سالهای آخر سلطنت مظفرالدین شاه بود که کاسه صبر مردم کم کم لبریز شد و صدای حق طلبی شان اوج گرفت , دیگر نمی توانستند بنشینند و دست روی دست بگذارند و شاهد بر باد رفتن کشور باشند .
و چنین شد که پرچم نهضت مشروطه عملا به اهتزاز درآمد و آرام آرام صف اسلام خواهان را از عافیت طلبان جدا ساخت . دولت مرکزی که تازه از خواب خرگوشی چشم باز کرده بود و واقعیات غیر قابل انکاری را مقابل خود می دید به فکر چاره افتاد و این طور وانمود کرد که مشغول سر و سامان دادن به خواسته های ملت است , ولی مردم که به دروغ های همیشگی دولت آشنا بودند , بیشتر پای فشردند و اجرای قوانین اسلامی را به دست نخبگان زمان خواستار شدند .
برای مظفرالدین شاه , دو راه بیشتر باقی نمانده بود یا باید به خواست ملت سر فرود
می آورد و قوانین حکومت مشروطه را پذیرا می شد و یا اساس تاج و تختش را بر می چید . راه دیگر , راه جنگ با انقلابیون بود که خود می دانست از عهده اش بر نخواهد آمد ; بنابراین مجبور شد با آنچه پیش آمده موافقت نماید و سلطنتش را به طور مشروط بپذیرد .
پس از صدور فرمان مشروطیت در تاریخ 14 جمادی الثانی سال 1324 ه.ق توسط مظفرالدین شاه , نخستین دوره مجلس در 18 شعبان همان سال افتتاح گردید و حدود سه ماه بعد از این اجل گریبان مظفرالدین شاه را گرفت و زمام امور به دست محمد علی شاه قاجار افتاد او که از مستبدین به نام و از ناراضیان نظام جدید است , به زودی علم مخالفت بلند می کند و طالب انحلال مجلس
می شود و هنوز یکسال از عمر مجلس نگذشته است که تصمیم می گیرد مجلس را به توپ ببندد. عاقبت در 23 جمادی الاول سال 1326 ه.ق مجلس را توسط لیاخوف روسی (فرمانده نیروهای قزاق) به طور جدی و قاطعانه به توپ می بندد و آنگاه به ضرب و شتم عده بسیاری از سران نهضت
می پردازد. از این پس حوادث با سرعت بیشتری رخ می نماید . لزوم خلع محمد علی شاه , در اذهان عمومی اوج می گیرد و با فتوای برخی از علما و روحانیون فوج مجاهدان , چون سیلی خروشان به قصد فتح تهران و بر کناری محمد علی شاه به راه می افتد .
و اینجاست که در میان این فوج عظیم چهره پر جذبه ((میرزا کوچک خان)) را می بینیم ; که در کنار دیگر یاران نهضت همچون (ستارخان)و(باقرخان) از جلوه خاصی برخوردار است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر