
قسمت دهم (نامه دوم میرزا کوچک خان به مدیوانی ـ بخش دوم)
نمایندگان سویت روسیه به ایران وارد شدند با این عنوان که با ما کمک کنند تا انگلیسیها را که دشمن مشترکمان می باشد از ایران بیرون کنیم و دست خائنین و مستبدین را کوتاه نمائیم و این مساعدت را چنانچه می دانید مطابق موافقت نامه به دو چیز منحصر نمودیم یکی آن که از روسیه به ما اسلحه داده شود و در عوض قیمت بگیرند . دوم نفرات بقدری که ما تعیین کنیم و بخواهیم . دادن اسلحه را قبول ولی گرفتن قیمت را قبول نکردند چند روزی از امضاء قرارداد نگذشت که زمزمه های دیگری شروع شد یعنی به نام جمعیت عدالت مهیا شدند با عدم سابقه و اطلاع از روحیه ایرانی زمام انقلاب را بدست بگیرند معایب این کار را گفتم به تصدیق همه از اقداماتشان جلوگیری شد دو سه روزی گذشت همان عده به نام جوانان کمونیست با دستور و حمایت ابوکف که اکثر این اختلافات از وجود وی ناشی می شود در رشت و انزلی مشغول اقدام شدند در صورتی که به دلایل عقلی و حسی ثابت کرده بودم که امروز در ایران هیچگونه مرام افراطی دارای اثر نیست و سیاست سویت روسیه را از بین می برد به دشمن قوت می دهد و مردم را میشوراند چنان که شورانیده است باید صبر کرد و به تدریج آمال حقه را رسوخ داد با این حال حرص و خودسری و ریاست طلبی ابوکف عده ای را محرک شد که همه این حقایق و نصایح را فراموش کنند . در آغاز کار به همه ادارات دخالت کردند به دوایر جمهوری دست گذاشتند و به شورای انقلاب دستور غیر قانونی دادند . به اموال مردم تعرض نموده قدم های تند انقلاب را با این حرکات ناشیانه سست کردند در حالتی که در منجیل و طارم و دیلمان اشتغال به جنگ داشتیم آنها در رشت و انزلی به تهیه مفسده پرداختند بدون اطلاع حکومت افرادی را به نام کمک میدان جنگ وارد نموده و با همان عده به ما تاختند ; من دیدم اگر در رشت بمانم بایستی با آنها بجنگم زیرا طمع ریاست و غارت آنها مانع از درک حقیقت است و چون معایب جنگ داخلی را می دانستم بالضروره از شهر خارج شدم حکومت نیز به همین نظر شهر را تخلیه کرد . ادامه دارد
نمایندگان سویت روسیه به ایران وارد شدند با این عنوان که با ما کمک کنند تا انگلیسیها را که دشمن مشترکمان می باشد از ایران بیرون کنیم و دست خائنین و مستبدین را کوتاه نمائیم و این مساعدت را چنانچه می دانید مطابق موافقت نامه به دو چیز منحصر نمودیم یکی آن که از روسیه به ما اسلحه داده شود و در عوض قیمت بگیرند . دوم نفرات بقدری که ما تعیین کنیم و بخواهیم . دادن اسلحه را قبول ولی گرفتن قیمت را قبول نکردند چند روزی از امضاء قرارداد نگذشت که زمزمه های دیگری شروع شد یعنی به نام جمعیت عدالت مهیا شدند با عدم سابقه و اطلاع از روحیه ایرانی زمام انقلاب را بدست بگیرند معایب این کار را گفتم به تصدیق همه از اقداماتشان جلوگیری شد دو سه روزی گذشت همان عده به نام جوانان کمونیست با دستور و حمایت ابوکف که اکثر این اختلافات از وجود وی ناشی می شود در رشت و انزلی مشغول اقدام شدند در صورتی که به دلایل عقلی و حسی ثابت کرده بودم که امروز در ایران هیچگونه مرام افراطی دارای اثر نیست و سیاست سویت روسیه را از بین می برد به دشمن قوت می دهد و مردم را میشوراند چنان که شورانیده است باید صبر کرد و به تدریج آمال حقه را رسوخ داد با این حال حرص و خودسری و ریاست طلبی ابوکف عده ای را محرک شد که همه این حقایق و نصایح را فراموش کنند . در آغاز کار به همه ادارات دخالت کردند به دوایر جمهوری دست گذاشتند و به شورای انقلاب دستور غیر قانونی دادند . به اموال مردم تعرض نموده قدم های تند انقلاب را با این حرکات ناشیانه سست کردند در حالتی که در منجیل و طارم و دیلمان اشتغال به جنگ داشتیم آنها در رشت و انزلی به تهیه مفسده پرداختند بدون اطلاع حکومت افرادی را به نام کمک میدان جنگ وارد نموده و با همان عده به ما تاختند ; من دیدم اگر در رشت بمانم بایستی با آنها بجنگم زیرا طمع ریاست و غارت آنها مانع از درک حقیقت است و چون معایب جنگ داخلی را می دانستم بالضروره از شهر خارج شدم حکومت نیز به همین نظر شهر را تخلیه کرد . ادامه دارد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر