آغاز عملیات (قسمت هفتم - بخش اول)
میرزا با همراهان خود در قریه سیمبر اقامت داشت که نخستین دسته از سالداتهای روس برای ایجاد ساخلو وارد جنگل شد . حکومت رشت تصمیم گرفته بود با میرزا وارد جنگ شود . سالداتها در حوالی سیمبر اردو زدند ولی جنگ هنوز شروع نشده بود زیرا حکومت رشت قوایی را که به تدریج از جبهه ها باز می گشت منظم کرده به جنگل می فرستاد و آماده ساختن این نیروهای شکست خورده و خسته در حالی که از جریانات رشت متعجب بودند مستلزم زمان بود . اقامت سالدات های روس در مجاورت قریه سیمبر باعث شد که رفته رفته روابط دوستانه ای میان آنها و بعضی از زعمای جنگل مثل مشهدی انام آب کناری و درویش علیخان برقرار شود . چون میرزا پیغام داده بود که سالداتها می توانند حوائج خود را از داخل قریه تامین کنند و هر روز چند نفر از سالداتها مامور تهیه نان و آذوقه می شدند که بیرون قریه سلاحهای خود را تحویل جنگلیها می دادند و در مراجعت پس می گرفتند .
سالداتها درویش علیخان , جوان بلند بالا و قوی بنیه جنگلی را که ریشهای سیاه او روی سینه اش ریخته بود و قیافه جذابی به وی می بخشید به ساخلوی خودشان میهمان کرده بودند . درویش علیخان در منزل حاج محمد قلی کمائی میرزا را ملاقات کرد و از او اجازه گرفت که به مهمانی برود . میرزا به درویش علیخان فوق العاده علاقه مند بود از این رو در حالی که می خندید گفت : عیبی ندارد اما مواظب باش روسها خروس قندی تعارفت نکنند! درویش علیخان از این شوخی رنجید و صورتش سرخ شد . اما به روی خود نیاورد و به مهمانی رفت . ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر